در مقاله قبلی در مورد بازی ها و ویژگی های آن ها صحبت کردیم، با مفهومی به نام گیمیفیکیشن یا گیمیفیکیشن آشنا شدیم و به چند روش برای پیاده سازی آن در کمپین های بازاریابی پرداختیم. اگر مطمئن نیستید که گیمیفیکیشن چیست و چه کاربردی دارد، پیشنهاد می کنم قبل از خواندن ادامه این مقاله مقاله قبلی من در مورد گیمیفیکیشن و کاربردهای آن را مطالعه کنید.
به جرات می توان گفت که بازاریابان مدت ها قبل از ابداع کلمه «گیمیفیکیشن» از آن استفاده می کردند. روش هایی که برخی از آن ها استفاده می کنند آنقدر خلاقانه است که حتی پس از سال ها یادآوری آن ها خالی از لطف نیست.
همانطور که قبلاً گفتیم، گیمیفیکیشن یک عملکرد در بازاریابی است که به معنای استفاده از ویژگی های بازی برای افزایش تعامل بین کاربران و مشتریان است. همچنین اشاره کردیم که برای رسیدن به این هدف، روش های کلیشه ای مانند قرعه کشی، سیستم های رتبه بندی، چرخ های شانس، عملکرد و غیره وجود دارد (و اینها را تقریبا همه می دانند!). اما ما همچنین اشاره کردیم که خلاقیت و ایجاد راه های جدید چیزی است که شما را از رقبای خود متمایز می کند.
امیدوارم جایی که شما کار می کنید با ایده های جدید و متفاوت اینطور برخورد نشود! به هر حال در این مقاله سعی کرده ام چند نمونه جالب و خلاقانه از پیاده سازی گیمیفیکیشن در بازاریابی و تبلیغات را با شما به اشتراک بگذارم. امیدوارم به زودی در کشورمان شاهد تکنیک های جدید و منحصر به فرد بیشتری در تبلیغات و بازاریابی باشیم!
بازی کن، بستنی مگنوم بخور!
یکی از موفق ترین نمونه های پیاده سازی بازی در بازاریابی، کاری است که یونیلور برای فروش بستنی های مگنوم خود انجام داد. مگنوم با کمی تغییر دادن وب سایت و اضافه کردن چند بازی کوچک به قسمت اصلی آن، بیش از 7 میلیون بازیکن معمولی دارد که هر کدام از آنها کمتر از 5 دقیقه را در وب سایت می گذرانند. برای آشنایی بیشتر با این موضوع، ویدیوی زیر را تماشا کنید…
چرا طرفداران اپل به این برند وفادار هستند؟
مطمئناً همه ما دوستانی در اطراف خود داریم که از iPhone، iPad یا Mac استفاده می کنند. آیا متوجه شده اید که چگونه این افراد نسبت به برند اپل تعصب دارند و اغلب نمی خواهند از محصولات شرکت های دیگر استفاده کنند؟ به راستی، اپل چگونه این سطح از وفاداری را در مشتریان خود ایجاد می کند؟
راز موفقیت اپل این است که همواره در طراحی، ساخت، بسته بندی، ارائه و ارائه محصولات از روش های متفاوتی نسبت به برندهای دیگر استفاده می کند.این روش ها همیشه دقیق و استاندارد نیستند و ممکن است برای خیلی ها اشتباه به نظر برسند (من کاری به درست یا غلط بودن این روش ها ندارم). نکته اصلی اینجاست که این موارد باعث می شود کاربر اپل احساس خاص و متفاوتی نسبت به دیگران داشته باشد. اگر با iOS کار کرده باشید، دیگر نمی توانید با اندروید کار کنید! دستگاههای اندرویدی از تبلتهای چینی درجه سه گرفته تا گوشیهای گرانقیمت سامسونگ یا گوشیهای پیکسل (که حتی از آیفونها قدرتمندتر هستند) را اجرا میکنند، اما آیفون سیستمعامل، لوازم جانبی، اپلیکیشنها و تجربه کاربری منحصربهفرد خود را دارد. لزوما بهتر از گوشی های اندرویدی است. و البته در این مورد خاص «متفاوت بودن» مهمتر از کیفیت است!
اینجا خدای ناکرده منظور ما این نیست که محصولات اپل با کیفیت نیستند!! کیفیت همیشه یکی از اولویت های اصلی این شرکت است و هم منحصر به فرد بودن و هم کیفیت در این محصولات جمع می شود. نکته این است که اگر به دنبال ایجاد وفاداری عمیق مشتری به برند خود هستید، باید علاوه بر کیفیت، بر ارائه چیزی به مشتریان خود تمرکز کنید که دیگران انجام نمی دهند.نایک و چالش های دویدن!
نایک در اپلیکیشن Nike+ چالش ها و موفقیت های مشتریان خود را مستقیماً با برند نایک مرتبط کرده است.
زیرا یکی از کاربردهای اصلی گیمیفیکیشن «ایجاد انگیزه» است. انگیزه بحث بسیار مهمی در بحث فروش است که لازم است به این صورت توضیح مختصری داده شود:
انگیزه دو حالت کلی دارد: بیرونی یا درونی. انگیزه بیرونی توسط یک عامل بیرونی (انگیزه هایی مانند پول، امتیاز، تخفیف و غیره) ایجاد می شود، اما انگیزه درونی اینطور نیست. مواردی مانند کاهش وزن و سلامتی، داشتن توانایی های بدنی بیشتر از دیگران، ترک سیگار و غیره برخی از اشکال انگیزه درونی هستند.
نایک برای انگیزه داخلی در برنامه نایک + رفته است. یکی از ویژگی های این اپلیکیشن امکان اندازه گیری مسافتی که هر روز می دوید و همچنین مقایسه موقعیت خود با دوستانتان (ایجاد حس رقابت) است. از دیگر ویژگی های این اپلیکیشن می توان به اندازه گیری کالری سوزانده شده، نظارت بر وضعیت خود نسبت به گذشته و تعیین اهداف برای آینده اشاره کرد.
به دنبال شغلی سودآور در اینترنت هستید؟ ما بهترین راه برای تأثیرگذاری بر فرصت های اینترنتی را به شما نشان خواهیم داد! برای مشاوره رایگان همین حالا با ما تماس بگیرید.من 021-58438 داخلی 1 را شروع کردم
آیا جیمز باند را دوست دارید؟ خود جیمز باند شود!
کوکاکولا یکی از آن برندهایی است که همیشه از گیمیفیکیشن در تبلیغات خود به بهترین شکل ممکن استفاده کرده است. شاید یکی از زیباترین نمونه های استفاده کوکاکولا از گیمیفیکیشن، تبلیغ گیمیفی شده با عنوان Unlock the 007 in You باشد که در زمان انتشار Skyfall پخش شد. داستان این کمپین برای بیدار کردن عامل 007 درونی شماست! در این تبلیغات، هدف این است که به سرعت در یک مسیر موانع در مدت زمان محدود پیمایش کنید تا بلیط فیلم رایگان را به دست آورید. پس از همه، شما باید آواز بخوانید! با هم ببینیم:
نمونه مشابه دیگر در سال 2014 در بازیهای المپیک زمستانی سوچی بود که در آن فرد میتوانست با انجام 30 اسکوات در مترو سواری رایگان داشته باشد.
پیانو در مترو!
شرکت تئوری سرگرمی که با فولکس واگن مرتبط است، معتقد است که «تئوری سرگرمی بهترین راه برای تغییر رفتار افراد است». حتما بخوانید: آپدیت گوگل فرد چیست و چگونه از خطر جریمه آن جلوگیری کنیم؟
اگر سوار مترو می شوید حتما بارها در مقابل پله برقی با مردم روبرو شده اید.این شرکت برای تشویق مردم به استفاده از پله های معمولی به جای پله برقی، ایده پله های پیانو را در چندین شهر از جمله ملبورن، دبی، میلان و استانبول اجرا کرده است.
با پا گذاشتن روی هر یک از پله ها صدای یکی از کلیدهای پیانو را می شنویم. این ایده برای گردشگران نیز بسیار جالب است و یکی از ویدئوهای مربوط به این “پیانوهای” بزرگ بیش از 23 میلیون بار در یوتیوب دیده شده است.
دوست داری کجا بری؟
سرویس حمل و نقل آنلاین اسنپ این روزها در کشور ما به قدری محبوب است که شاید نیازی به تبلیغات چندانی نداشته باشد، اما روش های تبلیغاتی آن همیشه شگفت انگیز و منحصر به فرد بوده است.
یک سال پیش اسنپ کمپین جالب و منحصربفردی به نام «کجا میری؟» راه اندازی کرد. راه اندازی شده در این کمپین با استفاده از هشتگ به همین نام می توانید چند ساعتی به مکان ناشناخته بروید، سوار هواپیما شوید، ناهار را در خارج از شهر یا یک رستوران مجلل صرف کنید و حتی با یک سلبریتی ملاقات کنید. شاید این کار شبیه یک قرعه کشی ساده به نظر برسد، اما نامشخص بودن مقصد و اتفاقاتی که ممکن است رخ دهد، یکی از عناصر اصلی بازی است که در اینجا مورد احترام قرار می گیرد.بنابراین، من می خواهم این کمپین را نمونه ای از گیمیفیکیشن در بازاریابی بنامم.
فست فود با طعم تخته بازی!
شاید در صنعت فست فود، شاید هیچ شرکتی به اندازه مک دونالد در دنیا محبوب و مشهور نباشد. مک دونالد با استفاده از بازی محبوب مونوپولی توانسته مشتریان بیشتری را به خود جذب کند.
این کار به این صورت است: هرازگاهی، در رستورانهای خاصی، مشتریان میتوانند شانس خود را در نسخه آنلاین مونوپولی امتحان کنند و بسته به غذایی که سفارش میدهند، خوراکیها یا حتی پولهای مختلفی برنده شوند. جوایز به صورت کد به مشتریان داده می شود و آنها می توانند برای دریافت پاداش خود به هر یک از رستوران ها مراجعه کنند.
چگونه احساس خوبی داشته باشیم؟
این روزها «حال خوب داشتن» به یکی از سخت ترین کارهای دنیا تبدیل شده و در عین حال ربطی به ثروت شما ندارد! وب سایت و اپلیکیشن موبایل Superbeter به گونه ای طراحی شده اند که از نظر جسمی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی “احساس خوبی داشته باشند”. Superbetter راهنمایی است که به شما کمک می کند احساس کنید برنده هستید، دوستان جالبی پیدا کنید، تجربیات جدیدی داشته باشید و ماجراجویی های خود را داشته باشید.Superbetter در قالب یک بازی است و وظیفه آن این است که شما را در هر شرایطی قوی، با انگیزه و امیدوار کند. این بازی به شما کمک می کند تا به راحتی بر مشکلات غلبه کنید و به اهدافی که واقعا مهم هستند برسید.
شما به عنوان کاربر این بازی هم نقش طراح و هم بازیکن را دارید. وظیفه شما این است که خود را به چالش بکشید، باور داشته باشید که “می توانید”، آنچه را که در زندگی به شما احساس بهتری می دهد را بیابید و آن را با دوستان، خانواده و حتی پزشک خود به اشتراک بگذارید.
به نظر می رسد ویژگی های گیمیفیکیشن در اینجا نیز وجود دارد: چالش، پاداش، انگیزه و پاداش.
خودت را پر کن و بخور!
یکی از بهترین نمونه های گیمیفیکیشن در بازاریابی این است که فروشگاه های فست فود به مشتریان خود اجازه می دهند ساندویچ های خود را از ابتدا درست کنند. داستان ممکن است تا اینجا خیلی ساده به نظر برسد. باید با خودت بگویی فلافل های ما هم همین کار را می کنند!
داستان اینجا زمانی جالب می شود که مشتری گزینه های بیشتری داشته باشد. تصور کنید بتوانید کل فرآیند پر کردن ساندویچ را به صورت آنلاین انجام دهید. شما می توانید دستور غذای منحصر به فرد خود را در وب سایت ثبت کنید.از طرف شما برای مشتریان غذا سرو کنید و حتی برای هر وعده غذایی فروخته شده از رستوران پورسانت دریافت کنید. شما می توانید در مورد غذاهای دیگر مشتریان نظر دهید و دستور العمل های آنها را بهبود ببخشید!
یکی از نمونه های عالی در این زمینه وب سایت 4food است. این سایت بسیاری از این برنامه ها را با طراحی گرافیکی هیجان انگیز ارائه می دهد. رستوران های شگفت انگیز و فروش آنلاین و خدمات تحویل غذا در ایران!
به سطوح مختلف یک میان وعده روی ستون های وسط سالن توجه کنید!
باز هم در مورد غذا!
حدود دو سال پیش (آبان 95) بود که شرکت اسنپ فود (زودفود آن روزها) به کاربران خود این فرصت را داد تا از طریق بازی ها از تخفیف های ویژه برخوردار شوند. این ایده بسیار ساده و در عین حال موثر است: هر روز قیچی سنگ-کاغذ-قیچی را با دیگران به صورت آنلاین ببرید و تا 99٪ تخفیف برای خرید ببرید. حتما بخوانید: بازاریابی شبکه ای اجتماعی. از تمام قدرت ها استفاده کن!
من خودم طرفدار غذاخوری در بیرون از منزل به خصوص فست فود نیستم و دو بار از طریق این وبسایت (بار دوم نه برای من، بلکه از حسابم برای همکاران) غذا سفارش داده ام! با این حال، بازی ها قطعا برای من جذاب هستند.انگیزه رقابت و امتحان شانس باعث شد با وارد کردن اطلاعات شخصی و ثبت نام در زودفود و دانلود اپلیکیشن موبایلی آن یکی از کاربران این وبسایت باشم. کار من، که مطمئناً بسیاری دیگر انجام داده اند، کمک بزرگی به گسترش جامعه مشتریان اسنپ فود بوده است.
هدف از ارائه این مثال ها چیست؟
قبلاً در مورد گیمیفیکیشن صحبت کرده بودیم و به چند روش کلی برای پیاده سازی آن اشاره کردیم. همانطور که در ابتدای این مقاله و در مقاله قبل گفتم، روش اصلی پیاده سازی گیمیفیکیشن در تبلیغات چیزی جز جدید نیست. این ده نمونه نمونه هایی از تبلیغات هستند که خود را به چند کلیشه ساده محدود نمی کنند و سعی می کنند به گونه ای متفاوت با مشتری ارتباط برقرار کنند.
بیشتر نمونه هایی که از آنها صحبت می کنیم عجیب هستند، شاید به این دلیل که گیمیفیکیشن هنوز در کشور ما یک مفهوم جدید است و هنوز برای توسعه و شکوفایی آن در بسیاری از زمینه ها از جمله بازاریابی به زمان نیاز داریم.
مطمئنم نمونه هایی هست که ندیدم! به همین دلیل خوشحال خواهم شد که ما را بدون نظرات و تجربه خود رها نکنید.به خصوص اگر مستقیماً با گیمیفیکیشن سروکار دارید و می توانید موارد بیشتری را به این لیست اضافه کنید.
پس ما منتظریم!
..
پاسخ بگذارید